تبليغاتX
جهانی پشت امواج
چیزی را که قلباً به آن اعتقاد داری یکی از واقعیتهای زندگی ات خواهد شد
هدیه 
 

موهبت چیزی است که خودت باید به خودت هدیه بدهی.
برای یافتن موهبت به اوقاتی فکر کن که در آن شادترین حالت خود بوده ای.
موهبت گذشته نیست آینده هم نیست موهبت لحظه حال است، موهبت اکنون است.
هنگامی که در حال هستی، خود را شاد و موفق حس کن.
حتی در دشوارترین شرایط هنگامی که بر آنچه صحیح است تمرکز کنی در لحظه حال این امر تو را شادتر می کند و به تو انرژی و اعتماد به نفس ضروری برای غلبه کردن بر آنچه نا درست است است عطا می کند.
بودن در حال یعنی کنار گذاشتن حواس پرتی و توجه به این که آنچه مهم است حال است. تو حال خودت را می سازی و وسیله این ساختن چیزی است که به آن توجه می کنی.
اگر از گذشته درس نگرفته باشی به سختی می توانی گذشته را از یاد ببری به محض آن که در گذشته درس بگیری و اجازه دهی از ذهنت خارج شود زمان حالت بهبود می یابد.
به هر علتی که در حال حاضر شاد نباشی و احساس کنی که نا موفق هستی، وقت آن است که از گذشته درس بگیری یا برای آینده برنامه ریزی کنی.

سه سوال برای آموختن از گذشته :
۱- در گذشته چه اتفاقی افتاد ؟
۲- از این اتفاق چه درسی گرفتم ؟
۳- حالا چه کار متفاوتی می توانم انجام دهم ؟

از آنچه آموخته ای برای بهبود حال استفاده کن. نمی توانی گذشته را تغییر دهی اما می توانی از آن درس بگیری. هنگامی که در شرایط مانند گذشته قرار گرفتی کارها را به گونه ای متفاوت انجام خواهی داد و از حالی موفق تر لذت خواهی برد.

یک سوال برای برنامه ریزی آینده :
یک آینده شگفت انگیز چگونه باید باشد؟
برنامه من برای وقوع چنین آینده ای چیست؟
امروز چه کار کنم تا وقوع آن را تضمین کنم؟

برگرفته از کتاب هدیه

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 86/02/26 | موضوع: موفقیت
می توان اندیشید و ثروتمند شد. 

 

ادوین بارنس اشتیاقی سوزان داشت تا شریک تجاری توماس ادیسون شود.

یکی از ویژگی های بزرگ اشتیاق بارنس این بود که او هدفی مشخص و قطعی داشت. او خیلی ساده می خواست با ادیسون، اما نه برای او، کار کند.

وقتی این اشتیاق یا اندیشه به ذهنش رسید هرگز در شرایطی نبود که نسبت به آن کاری صورت دهد. او دو مشکل بزرگ سرراه خود داشت؛ نخست آنکه ادیسون را نمی شناخت و دوم آنکه به قدر کافی پول نداشت که با قطار به شهر "ارنج نیوجرسی" برود.

این مشکلات کافی بودند که بسیاری از اشخاص را دلسرد کنند، اما اشتیاق بارنس هرگز عادی نبود.

او در آزمایشگاه ادیسون، خود را به مخترع بزرگ معرفی کرد. گفت آمده تا با او روابط تجاری داشته باشد. آقای ادیسون سالها بعد، از نخستین جلسه ای که با آقای بارنس داشت سخن گفت : « روبروی من ایستاد. مانند بی پولهای معمولی بود، اما در چهره اش حالتی بود که از روی آن می خواندی "مصمم است به آنچه برای آن به نزد من آمده است برسد". من به استناد سالها تجربه با اشخاص می دانستم وقتی کسی عمیقا می خواهد به خواسته خود برسد مطمئنا به هدفش دست می یابد. من به او فرصت آنچه را می خواست دادم. زیرا در چهره اش خواندم که مصمم است تا برای رسیدن به موفقیت تلاش کند و حوادث بعدی نشان داد که هرگز اشتباه نکرده بودم ».

بارنس در همان جلسه نخست با ادیسون شریک نشد. ادیسون به او فرصتی داد که در ازاء مبلغی ناچیز در دفترش کار کند. ماهها به همین وضع گذشت. ظاهرا هیچ اتفاقی که بارنس را به هدفش نزدیک تر کند روی نداد. اما در ذهن او اتفاق مهی در جریان بود.

روان شناسان به درستی گفته اند که وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می شود به آن می رسد.

بارنس برای بستن پیمان شراکت با ادیسون آماده بود و از آن گذشته مصمم بود این موقعیت را تا زمانی که به خواسته اش نرسیده حفظ کند.

او هرگز به خود نگفت « خوب چه فایده ای دارد، شاید بهتر باشد نظرم را تغییر دهم و کار فروشندگی را انتخاب کنم». به جای این جمله او به خود گفت « من به اینجا آمده ام تا با ادیسون شریک شوم و اگر تا آخر عمرم طول بکشد باید به این هدفم برسم». او به راستی برای رسیدن به این خواسته خود پافشاری کرد. به درستی که اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دائم مبدل گردد، چه اتفاقها که نمی افتد.

سرانجام فرصت از راه رسید و از مسیری خلاف آنچه بارنس پیش بینی کرده بود آمد. بدانید که این یکی از ترفندهای فرصت است. فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می کند، گاه به صورت بدبیاری ظاهر می شود، گاه شکل شکست موقتی می گیرد. به همین دلیل است که خیلی ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند.

آقای ادیسون دستگاه جدیدی اختراع کرده بود. آن روزها به این وسیله ماشین دیکته ادیسون می گفتند. فروشندگان ادیسون به این دستگاه بی علاقه بودند و می گفتند به این سادگی نمی توانند آن را بفروشند. اما بارنس در این دستگاه جدید فرصتی مناسب یافت. جز بارنس و خود مخترع کسی نسبت به این دستگاه نظرخوش نداشت.

بارنس می دانست که می تواند این دستگاه جدید را بفروشد. او موضوع را با ادیسون در میان گذاشت و بی درنگ این فرصت به او داده شد. بارنس دستگاه را فروخت و در واقع چنان فروش موفقیت آمیزی کرد که ادیسون با او قراردادی امضاء کرد و فروش این محصول را در تمام کشور به او واگذار نمود. با این قرار داد بارنس به ثروت رسید، اما سوای ثروت به چیزی به مراتب فراتر دست یافت. او ثابت کرد که :

"می توان اندشید و ثروتمند شد"

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 86/01/10 | موضوع: موفقیت
شبی یک گلابی 
حل برخی از مشکلات برای بسیاری از ما دشوار به نظر می آید، اما باید به این واقعیت توجه داشت که مشکلاتمان آن قدر ها هم پیچیده و غامض نیستند که نتوانیم از عهده شان برآییم؛ به عبارت دیگر، مشکلات ما به اندازه تواناییهای ماست. برای نمونه، مسایل یک کارمند ساده شبیه مسایل یک دیپلمات برجسته نیست، همان طور که یک کارگر معمولی در قیاس با مهندس ساختمان با مشکلاتی متفاوت سروکار دارد.
ناپلئون می گوید : "برای خاموش کردن آتش باید به آن نزدیک شد." فرار از آتش باعث طغیان آن و سرایتش به نقاط دیگر می شود.
داستان "شبی یک گلابی" داستان معروفی در ارتباط با مطالب بالاست:
می گویند کدخدای یک دهات نزد پزشک رفت تا برای سردرد مزمن و ناراحتیهای گوارشی خود نسخه ای بگیرد. دکتر پس از معاینه و سوال و جواب شبی یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب تجویز کرد. کدخدا که از راه دور آمده بود، ناراحت شد و گفت : آقای دکتر این چه دوا و درمانی است؟ چرا به من قرص یا آمپول نمی دهید؟ ما اینهمه راه نیامدیم که شما مسخره مان کنید. دکتر با خونسردی پاسخ داد :  کدخداجان، چرا مسخره کنم! تو دچار یبوست مزاجی و بهترین دوا این است که شبها یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب بخوری. چرا می خواهی شکمت را با دارو پر کنی؟


بیشتر کارها آنطور که به نظر می آید دشوار نیست و چه بسا انجام آن از تجویز این پزشک هم آسانتر باشند!

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/11/15 | موضوع: موفقیت
موانع موفقیت 

 

موانع موفقيت

هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد.

تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است.

با اين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـندبه سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير. .......

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/10/24 | موضوع: موفقیت
حرف یا عمل؟ 

بین ظهور یک ایده در ذهن و انجام عمل چقدر فاصله باید باشد؟

وقتی روی یخ نازک راه می رویم، دیگر فرصت قدم زدن آهسته نداریم. اندکی تاخیر به قیمت شکستن ورقه یخ و فرو رفتن در آب سرد تمام می شود. هر چه یخ نازکتر باشد باید سرعت عمل و واکنش ما سریع تر باشد. یعنی فاصله زمانی بین رخ نمایی یک ایده در ذهن و به عمل نشاندن آن باید به سمت صفر میل کند! یعنی فوری تصمیم به عمل بگیریم و عمل کنیم!

بهترین راه برای حل یک مشکل، عبور از آن است. نیمی از آدمهای ناامید و افسرده کسانی هستند که از رفتن به دل مشکل می ترسند. درست است که همه کارها را در یک لحظه نمی توانیم انجام دهیم ولی لااقل در هر لحظه می توانیم کاری انجام دهیم و مجموعه ای از همین کارهای لحظه ای بعداز مدتی تبدیل به یک شاهکار بزرگ می شوند. نهایتا کارها و اقدامات عملی شماست که نتایج را تعیین می کنند.

پیشرفت همیشه با خطرپذیری همراه بوده است. بشریت تمام پیشرفت خود را مدیون کسانی بوده است که از عمل کردن و از همه مهمتر مسخره شدن بیمی نداشته اند. کسی که دست به کمان می برد، شاید چون ناوارد است از هر صد تیر یکی را به هدف بزند اما کسی که دست به کمان نمی زند صد در صد تیری به هدف نمی زند!

شاید کشتی هایی که در بندر لنگر انداخته اند، از طوفان در امان باشند اما کشتی ها برای این کار ساخته نمی شوند. خالق کائنات خطرپذیری و ریسک اقدام را هم از ما انتظار دارد. فقط آنهایی که تحمل شکست های بزرگ را دارند می توانند به موفقیتهای عظیم برسند، بقیه فقط آدمهایی معمولی باقی خواهند ماند. هرگز از یاد نبریم که بسیاری از اوقات بزرگترین عمل شجاعانه چیزی نیست جز یک عمل کوچکی که همین الان باید انجام دهیم.

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/09/30 | موضوع: موفقیت
تعریف شما از شکست چیست؟ 
گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای!
گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.

گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.
گفت نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.

گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی.
گفت نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام.

گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی.
گفت : نه شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم.

گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی
گفت: شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.

گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کردی.
گفت نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.

گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی!
گفت : نه! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.

شما چطور شکست رو تعریف می کنید؟

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/09/30 | موضوع: موفقیت
تا نگرش تو چى باشد ؟! +/- 

 

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
مقصد ما خداست. كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟
قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد، زيرا سبكي قانون راه خداست.
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد. پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست.
مسافراني كه پياده شدند، بهشتي شدند. اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما راز من همين بود. آن كه مرا ميخواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد.
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري.

منبع : http://negareshemosbat.blogfa.com/post-212.aspx

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/09/23 | موضوع: موفقیت
30 قانون جهانی موفقیت 

 

بخاطر داشته باش که تنها تو نیستی که حقیقت را می جویی، حقیقت نیز در جستجوی توست. بارها و بارها دست حقیقت بسیار بتو نزدیک شده است، چنان نزدیک که شانه ات را لمس کرده است ولی تو شانه خالی کرده ای و گریخته ای.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/09/14 | موضوع: موفقیت
ترین ها .... 

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است ... وجود ندارد.

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...با آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از آن حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...آن را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه"بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه"انتظار"است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"است... راز زیبائی در آن نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.
....
و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/08/30 | موضوع: موفقیت
دروس تئوری و عملی موفقیت (روز پنجم تا هشتم) 

درس تئوری موفقیت روز پنجم:

 

برای رسیدن به موفقیت بسیار مهم است که یک برنامه مشخص و عملی داشته باشیم. فرایند تکامل خود برای رسیدن به هدف را به بخش های کوچک تقسیم کنید و از همین لحضه اجرای برنامه های خود را مشخص کنید. برنامه هر روز شما باید از پیش تعیین شده باشد و در آن جایی برای برنامه کلی شما وجود داشته باشد.

 

رسیدن به یک هدف هیچ ارزشی نخواهد داشت مگر اینکه پیش از رسیدن به آن هدفهای تازه تر و بزرگتری را برای خود در نظر گرفته باشید. (آنتونی رابینز)

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/08/24 | موضوع: موفقیت
دروس تئوری و عملی موفقیت (روز اول تا چهارم) 

Success 

 

همه ما آرزوهایی در سر داریم .همه ما می خواهیم باور کنیم که در عمق وجودمان یک هدیه مخصوص داریم که به وسیله آن می توانیم تفاوت ایجاد کنیم و دیگران رابه صورت خاص حس کنیم و جهانی بهتر بسازیم.

 

موفقیت و انرژی موضوع اصلی این وبلاگ است. ما در این وبلاگ شما را با راه های ساده ولی پر رمز و راز موفقیت آشنا میکنیم و در این راه از زندگی افراد موفق و کسانی که به این امر رسیده اند کمک می گیریم (راز موفقیت در زندگی را فقط افرادی آموخته اند که در زندگی موفق شده اند. جان کولینز)

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/08/21 | موضوع: موفقیت
رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد بنفس 

رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد بنفس

 

دوستان عزيز !هر چند ممكنه كه هر روز يك مقاله با عنواني مشابه اين متن ديده باشيد ولي تمرين اين روش ضرر ندارد. من خودم اين روش رو تمرين كردم و نتيجه هم گرفته ام.

 

شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد.

 

هفته اول :

روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد.

روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد.

روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد.

روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد.

روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد.

روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد.

روز هفتم : ديگران را دوست بداريد.

 

هفته دوم :

روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد.

روز دوم : ديگران را ببخشيد.

روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد.

روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد.

روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد.

روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد.

روز هفتم : خود را جدي بگيريد.

 

هفته سوم :

روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد.

روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد.

روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد.

روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد.

روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد.

روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد.

روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم.

 

هفته چهارم :

روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد.

روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد.

روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد.

روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد.

روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد.

روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد.

روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد.

 

گرد آورنده علی وثوقی ؛

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/08/08 | موضوع: موفقیت
برنده و بازنده بودن 

 

 

تفاوت برنده و بازنده بودن 

همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده. ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود، كه پيروزي در آن، رمز و رازي دارد. (سيدني. جي. هريس) نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موفقيت در آن، راه هايي ساده پيشنهاد مي كند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطلب راهنماي خوبي براي شما خواهد بود:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/07/30 | موضوع: موفقیت
لطفاً اگر عاشق کارتان نيستيد آنرا رها كنيد چون به دردتان نمي خورد! 

 

شايد از جمله فوق، بعضي از دوستان تعجب كرده باشند ولي دليل آنرا توضيح خواهم داد.

دوست دارم با زدن يك مثال مطلب فوق را بيشتر توضيح بدهم.

 

فرض كنيد در خيابانهاي تهران مشغول رانندگي هستيد و يكباره تصميم مي گيريد برويد به شهر زيباي چالوس.

 

فرضيه اول : فرض كنيم شما عاشق چالوس نيستيد و از ديدن دريا و جاده چالوس هم خوشتان نمي آيد.

  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/07/24 | موضوع: موفقیت
نگرش همه چیز است! 

 Vision

 

حقيقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی

 

اگر :

 

A B C D  E  F  G H  I J  K  L  M  N  O P Q  R  S T  U V  W X  Y Z

 

 برابر باشد با :

 

1 2 3 4 5 6 7 8  9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 

کار سخت [ HARDWORK ]

 

H+A+R+D+W+O+R+K

 

8+1+18+4+23+15+18+11=98%


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/07/13 | موضوع: موفقیت
زندگینامه افراد موفق (قسمت اول) 

 

Adolf Merckle

حقوقدان، داروساز و ميلياردر

 

 Adolf Merckle

 

سرمايه‌گذاري در كشور آلمان ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. علاوه بر سرمايه‌گذاري در انواع بخش‌هاي صنعتي، سرمايه‌گذ اري در بخش پزشكي، خصوصا داور نيز به وفور مشاهده مي‌‌گردد. اين امر بدان دليل است كه در اكثر كشورهاي جهان، قيمت دارو به مراتب بالا است و توليد و فروش آن به عنوان يك امر تجاري‌ مي‌تواند بستر مناسبي براي جذب سرمايه‌هاي كلان پراكنده باشد. 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/07/11 | موضوع: موفقیت
رازهاي اعتماد به نفس 

 

براي هر روز از ماه، گفتاري كوتاه پيشنهاد شده است.
روز را در ساعت مناسبي آغاز كنيد. گفتار را چند بار تكرار كنيد. دفعه اول با صداي بلند، بعد به صورت يک زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنيد. با هر بار تكرار، بگذاريد كلمات با عمق بيشتري جذب ضمير ناخودآگاه تان شوند.
به تدريج مفهوم كاملي از اين گفتارها به دست خواهيد آورد، كه اگر بخواهيد آنها را طي يك دوره ياد بگيريد، شايد يك سال طول بكشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/06/16 | موضوع: موفقیت
موفقیت یا خوشبختی؟ (قسمت سوم) 

 

چگونه اهداف خود را مشخص كنيم؟

 

براي ايجاد كردن و آوردن هر چيزي در زندگيتان تصور كنيد كه هم اكنون آن چيز در اختيار شماست.

 

اگرهدف خود را انتخاب كرده ايد براي اينكه بفهميد هدف شما مشخص و شفاف است به چهار سئوال زير پاسخ روشن دهيد.

 

1- اگر هدفم محقق شود چه نتايج مطلوبي را براي من و ديگر افرادي كه سرنوشت آنها براي من مهم است خواهد داشت ؟

 

2- اگر هدفم محقق شود از وقوع چه نتايج نامطلوبي براي من و ديگران جلوگيري مي كند؟

 

3- اگر هدفم محقق نشود چه اثرات سويي براي من و ديگران خواهد داشت و به عبارت ديگر چه بهايي را پرداخت خواهم كرد؟

 

4- اگر هدفم محقق نشود چه نتايج مطلوبي براي من و ديگران بدست نمي آيد؟

 

همچنين در انتخاب اهداف خود به دو نكته مهم ديگر توجه داشته باشيد.

 

الف : مجموعه اهداف شما نبايد يكديگر را نقض كنند و متضاد يكديگر باشند.

 

ب : ديگران را نيز در اهداف خود در نظر بگيريم و به اهداف معنوي نيز بيانديشيم.

 

 

هدف بايد قابل سنجش باشد.

  

اين ويژگي هدف ( قابل سنجش بودن ) فقط به اين معنا نيست كه هدف بايد امري كمي باشد بلكه به اين معناست كه هدف بايد شاخصي براي تحقق داشته باشد تا بتوان ميزان فاصله آن را ( دور بودن يا نزديك بودن ) نسبت به خود تشخيص دهيم. در مورد اهداف مادي مي توان آنها را با شاخصهاي كمي مورد سنجش قرار داد و در مورد اهداف معنوي بايد از شاخصهاي كيفي استفاده نمود. بعنوان مثال اگر شما مي خواهيد بنده خوب خدا باشيد، بايد شاخص هايي را نيز براي يك بنده خوب تعريف كرده باشيد و خود را با آن شاخصها سنجش كنيد.

 

 

هدف بايد دست يافتني باشد.

 

لازم نيست كه  هدف شما از ديد ديگران امري ممكن باشد ولي حتما بايد از ديد خودتان غير ممكن نباشد. در غير اين صورت هدفي كه انتخاب كرده ايد تنها يك آرزوست. به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن يك هواپيماي جت اختصاصي است خودتان آنرا مورد بررسي قرار دهيد كه آيا آن هدف براي شما دست يافتني است يا خير!!

 

 

هدف بايد واقعي باشد.

 

واقعي بودن هدف يعني اينكه هدف خيالي و توهمي نباشد. به عنوان مثال شما نمي توانيد به بازار برويد و يك ماشين پرنده خريداري كنيد اما ساخت يك ماشين پرنده براي يك مخترع مي تواند يك هدف باشد. پس ماشين پرنده براي اولي يك خيال و براي فرد دوم يك هدف است.

 

و يا قبولي در كنكور در رشته هابي كه اصلا وجود ندارد يك هدف غير واقعي است. اما مي توانيد به عنوان يك برنامه ريز وزارت علوم، ايجاد رشته مذكور را هدف قرار دهيد.

 

 

هدف بايد داراي زمان باشد.

 

متاسفانه بسياري از افراد از توجه به اين ويژگي غفلت مي ورزند. شايد در اين مواقع سعي مي كنند براي تحقق اهداف خود زمان پيش بيني كنند و وقتي كه اين توان رادر خود نمي يابند از تعيين منصرف مي شوند. غافل از اينكه زمان در واقع بخشي از هدف شماست. براي درک اين مطلب به مثال زير توجه كنيد:

 

تصور كنيد شما در سن 30 سالگي صاحب دوچرخه شويد و يا در سنين كهولت كه امكان رفتن به دانشگاه را نداريد در كنكور قبول شويد.

 

پس لازم است كه شما زمان وقوع يا دستيابي به هدف خود را پيش بيني كنيد درست مثل تعيين  خود هدف.

 

تنها شما به طرف هدف حركت نمي كنيد بلكه هدف نيز به سمت شما حركت خواهد كرد.

 

عشق يك آيينه است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند.

 

آيا هرگز توجه كرده ايد كه:

 

براي اتومبيل در حال حركت، زمان رسيدن به مقصد معين، تابعي است از فاصله، شتاب، سرعت، اصطكاك، و........ و همه عوامل مذكور متغيير هاي معادله در نظر گرفته شده و مهمترين عاملي كه ثابت فرض مي شود مقصد است.

 

حال اگر مقصد را نيز متحرك در نظر بگيريد مثل زماني كه اتومبيل مقصد دارد به اتومبيل در حال حركت ديگري برسد (مثل مسابقات اتومبيلراني) وضع بسيار متفاوت است زيرا ممكن است بر خلاف جهت حركت اتومبيل دور شود و يا بر وفق جهت آن نزديك شود. حتما بارها در طول زندگي خود به هر سه مورد ذكر شده برخورد كرده ايد. البته شايع ترين آنها حالت اول است، اما مي توان همزمان وقتي كه شما به سمت هدف در حال حركت هستيد كاري مي كنيد كه هدف نيز به سمت شما در حركت باشد. به عنوان مثال : سالها انسان به دنبال آب راه مي افتاد و زندگي كوچ نشيني داشت اما زماني كه تصميم گرفت آب را بسوي خود روان كند زندگي شهري پديد آمد.

 

يكي از راههايي كه مي توانيد براي حركت هدف به سمت خودتان از آن استفاده كنيد ايجاد انگيزش در شركاء و همكاران و يا كاركنان خودتان است.

 

پس به طور خلاصه اگر مي خواهيد نتايج حيرت انگيزي كسب كنيد بايد به هدفتان عشق بورزيد و براي اين كار دو راه در پيش داريد:

 

1- پس از بررسيهاي دروني دريابيد كه واقعا چه چيزي مي تواند تمامي توان شما را به فوران درآورد.

 

2- تصويري بسيار شاد ودلنشين را با هدفتان ادغام كنيد و از مجموعه آنها يك تصوير واحد و ايده آل بسازيد. درست مثل متخصصين تبليغات كه براي ايجاد اشتياق مردم نسبت به يك كالا از يك صداي گرم و دلنشين و يا از يك چهره محبوب و پر طرفدار استفاده مي كنند.

 

نجار سالخورده اي به كار فرماي خود گفت كه مي خواهد باز نشسته شود تا خانه اي براي خود بسازد  ولي كارفرما از اين كه كارگر خود را از دست مي داد ناراحت بود. ولي نجار خسته بود و به استراحت نياز داشت. كارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن، خانه ديگري براي او بسازد و بعد باز نشسته شود. نجار نيز قبول كرد ولي چون ديگر دل به كار نمي بست از چوبهاي نا مرغوب استفاده كرد و كارش را نيز سر سري انجام مي داد. پس از اتمام خانه، كارفرما براي ديدن خانه آمد و كليد خانه را به نجار داد و گفت : اين هديه من به شماست بابت زحماتي كه در اين سالها برايم كشيدي!!!

 

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/06/12 | موضوع: موفقیت
موفقیت یا خوشبختی؟ (قسمت دوم) 
 

جشنواره اهداف

كليه اهداف زندگي خود را بر روي كاغذ بنويسيد. در موقع نوشتن تصاوير ذهني خود، به هيچ چيز ديگري فكر نكنيد. همه آنها را بدون هيچ كم و كاستي بر روي كاغذ بنويسيد، آنچه اينك در  ذهن شما خلق شده است از اين پس هدف زندگي شما خواهد بود و همچون رهبري توانا فرمان زندگي شما را بدست مي گيرد. پس متوجه علايم و نشانه هايي كه از طرف خالق هستي براي شما ارسال مي شود باشيد تا با اجراي صحيح آن راهنمايي ها بتوانيد با درست انجام دادن كارها به اهداف خود برسيد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/06/12 | موضوع: موفقیت
موفقیت یا خوشبختی؟ (قسمت اول) 
 

آيا موفقيت همان خوشبختي است؟

موفقيت عبارت است از :دست يافتن به اهداف از پيش تعيين شده در زمان معين

اما يك فرد موفق لزوما خوشبخت نيست، خوشبختي يا بد فرجامي، اولا مربوط به نوع هدفي است كه افراد انتخاب مي كنند : بدين صورت كه اگر هدف انتخاب شده يك امر پايدار و فنا ناپذير باشد موجب موفقيت پايدار خواهد شد و در نتيجه فرد، خوشبخت نيز خواهد بود و اگر هدف يك امر زود گذر و فاني باشد همچون حباب روي آب به زودي رنگ و لعاب خود را از دست خواهد داد و فرد نيز مدتي پس از رسيدن به آن، ديگر احساس خوشبختي نخواهد كرد و ثانيا خوشبختي مربوط به مسيري است كه فرد براي رسيدن به هدف خويش برمي گزيند و به عبارت صحيح تر يك مسير درست موجب پايداري هدف و يك مسير اشتباه موجب ناپايداري هدف مي گردد. به عنوان مثال براي پولدار شدن راههاي زيادي وجود دارد. مي توان با سخت كار كردن و استفاده از راههاي شرافتمندانه به اين هدف رسيد و همچنين مي توان با دزدي و سرقت اموال ديگران نيز به اين هدف دست يافت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/06/12 | موضوع: موفقیت
سه عامل تاثیرگذار برای رسیدن به موفقیت 
 

پشتکار


اگر نگاهی گذرا به زندگی انسانهای مشهور بیندازیم، متوجه خواهیم شد بسیاری از آنان، از ابتدا تواناییها و قابلیتهای متفاوت با مردم عادی نداشتند. بلکه تنها تفاوت آنها این بوده که هدفشان را می شناختند و با تلاش فراوان و پشتکار باورنکردنی به سوی هدفشان گام برمی داشته اند.


Albert Einstein در دوران دبیرستان شاگرد ممتاز نبوده و حتی به زحمت توانست دردرس ریاضی نمره قبولی بگیرد. اما بعدها نظریاتی ارائه کرد که دنیای علم را تحت تاثیر قرارداد.


 Anthony Robins تا سن 22 سالگی در آپارتمانی محقر در محله ای فقیر نشین زندگی می کرد و نتوانسته بود برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه شود. ولی سه سال بعد در 25 سالگی و حتی بدون تحصیلات دانشگاهی، یکی از صاحب نظران و متخصصان روانشناسی گردید. سمینارهای آموزشی او شلوغ ترین سمینارها و کتابهایش، پرفروشترین کتابهای سال بودند. او قصری بزرگ در سواحل زیبای « سن دیه گو » خرید و با همسر و فرزندانش زندگی مرفه ای را آغاز نمود.


 Jigoro Kano بنیانگذارجودو، درجوانی دارای جثه ای ضعیف بود و اغلب مورد آزار و اذیت همکلاسی هایش قرار می گرفت. اما در نهایت سبکی را پایه گذاری کرد که سالهاست در شمار پرطرفدارترین سبک های رزمی قرار دارد .


ده ها و بلکه صدها سرگذشت مانند اینها می توان نقل کرد ولی افرادی که از آنها پند بگیرد اندک هستند، دوستان، اقدام به عمل مانند گذرگاهی است که با گذشتن از آن دیر یا زود به موفقیت خواهید رسید.
وقتی تصمیم به کاری گرفتید، زمان رسیدن به هدفتان بستگی به میزان پشتکار و جدیت شما دارد. پشتکار یعنی تلاش بی وقفه، یعنی شما باید به سختی تمرین کنید. هر روز بیشتر از روز قبل، و این تمرین را تا زمان رسیدن به موفقیت انجام دهید.

امید


انسانهای زیادی وجود دارند که راه رسیدن به موفقیت را می دانند و از همه تواناییها و امکاناتشان برای رسیدن به آن بهره می گیرند. اما پس از اینکه مدتی گذشت و به نتیجه مطلوب نرسیدند ناامید شده و راهی را که آغاز کرده بودند را رها می کنند.
پس به خودتون بیشتر اعتماد داشته باشید و برای رسیدن به هدفی که دارید تلاش کنید. ناامید نباشید و در برابر سختیها مقاومت نمایید. البته در این مورد حرفهای زیادی برای گفتن هست که امیدوارم هیچ وقت دوستان خوبم را ناامید و شکست خورده نبینم .

انگیزه


مهم ترین عواملی که میزان پشتکار انسان را تحت تاثیر قرار می دهند انگیزه ی او در رسیدن به هدفش و نتایج اولیه ای هستند که کسب می کند. این نتایج ممکن است شکستها یا پیروزیهایی باشند که هر کدام به نحوی بر پشتکار شخص در رسیدن به موفقیت اثر می گذارد. بهای رسیدن به موفقیت دو چیز است :
1- تلاش بی وفقه
2- تحمل بارها شکست
رسیدن به موفقیت بدون تحمل هیچ شکستی تقریبا غیر ممکن است. بنابراین شما باید خود را برای اینگونه شکستها آماده کنید.
 انسانهای موفق هم انسانهایی هستند که این حوادث را به عنوان شکست تلقی نمی کنند، بلکه به آنها به چشم نتایجی نگاه می کنند که باید تصحیح شوند و از آنها کسب تجربه کنند.
معروف است که پس از اینکه ادیسون 9999 بار در اختراع لامپ شکست خورد و موفق نشد باز هم سعی و تلاش خود را ادامه داد و ناامید نشد. دراین هنگام شخصی از او پرسید آیا قصد داری برای ده هزارمین بار هم شکست بخوری؟ و آن وقت ادیسون پاسخ داد : من شکست نخورده ام بلکه 9999 راه دیگر کشف کرده ام که به اختراع لامپ برق منتهی نمی شود.
خوب حالا اگر شما هم به شکست هایی که در راه رسیدن به موفقیت متحمل می شوید اینگونه نگاه کنید، قطعا به هدف مطلوب خود دست خواهید یافت .
 راستی فکر می کنید بزرگترین شکستی که تا حالا خوردید چی بود؟

|+| نوشته شده توسط EXODIV در 85/06/08 | موضوع: موفقیت
بالا