جهانی پشت امواج |
چیزی را که قلباً به آن اعتقاد داری یکی از واقعیتهای زندگی ات خواهد شد
|
|
درباره وبلاگ
![]() اصول موفقیت، رسیدن به اهداف، مدیریت زمان، کار تیمی، مدیریت، اولویت بندی در کارها، آموزش دادن و استفاده از تجارب دیگران.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
هدیه
موهبت چیزی است که خودت باید به خودت هدیه بدهی. سه سوال برای آموختن از گذشته : از آنچه آموخته ای برای بهبود حال استفاده کن. نمی توانی گذشته را تغییر دهی اما می توانی از آن درس بگیری. هنگامی که در شرایط مانند گذشته قرار گرفتی کارها را به گونه ای متفاوت انجام خواهی داد و از حالی موفق تر لذت خواهی برد. یک سوال برای برنامه ریزی آینده : برگرفته از کتاب هدیه می توان اندیشید و ثروتمند شد.
ادوین بارنس اشتیاقی سوزان داشت تا شریک تجاری توماس ادیسون شود. یکی از ویژگی های بزرگ اشتیاق بارنس این بود که او هدفی مشخص و قطعی داشت. او خیلی ساده می خواست با ادیسون، اما نه برای او، کار کند. وقتی این اشتیاق یا اندیشه به ذهنش رسید هرگز در شرایطی نبود که نسبت به آن کاری صورت دهد. او دو مشکل بزرگ سرراه خود داشت؛ نخست آنکه ادیسون را نمی شناخت و دوم آنکه به قدر کافی پول نداشت که با قطار به شهر "ارنج نیوجرسی" برود. این مشکلات کافی بودند که بسیاری از اشخاص را دلسرد کنند، اما اشتیاق بارنس هرگز عادی نبود. او در آزمایشگاه ادیسون، خود را به مخترع بزرگ معرفی کرد. گفت آمده تا با او روابط تجاری داشته باشد. آقای ادیسون سالها بعد، از نخستین جلسه ای که با آقای بارنس داشت سخن گفت : « روبروی من ایستاد. مانند بی پولهای معمولی بود، اما در چهره اش حالتی بود که از روی آن می خواندی "مصمم است به آنچه برای آن به نزد من آمده است برسد". من به استناد سالها تجربه با اشخاص می دانستم وقتی کسی عمیقا می خواهد به خواسته خود برسد مطمئنا به هدفش دست می یابد. من به او فرصت آنچه را می خواست دادم. زیرا در چهره اش خواندم که مصمم است تا برای رسیدن به موفقیت تلاش کند و حوادث بعدی نشان داد که هرگز اشتباه نکرده بودم ». بارنس در همان جلسه نخست با ادیسون شریک نشد. ادیسون به او فرصتی داد که در ازاء مبلغی ناچیز در دفترش کار کند. ماهها به همین وضع گذشت. ظاهرا هیچ اتفاقی که بارنس را به هدفش نزدیک تر کند روی نداد. اما در ذهن او اتفاق مهی در جریان بود. روان شناسان به درستی گفته اند که وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می شود به آن می رسد. بارنس برای بستن پیمان شراکت با ادیسون آماده بود و از آن گذشته مصمم بود این موقعیت را تا زمانی که به خواسته اش نرسیده حفظ کند. او هرگز به خود نگفت « خوب چه فایده ای دارد، شاید بهتر باشد نظرم را تغییر دهم و کار فروشندگی را انتخاب کنم». به جای این جمله او به خود گفت « من به اینجا آمده ام تا با ادیسون شریک شوم و اگر تا آخر عمرم طول بکشد باید به این هدفم برسم». او به راستی برای رسیدن به این خواسته خود پافشاری کرد. به درستی که اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دائم مبدل گردد، چه اتفاقها که نمی افتد. سرانجام فرصت از راه رسید و از مسیری خلاف آنچه بارنس پیش بینی کرده بود آمد. بدانید که این یکی از ترفندهای فرصت است. فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می کند، گاه به صورت بدبیاری ظاهر می شود، گاه شکل شکست موقتی می گیرد. به همین دلیل است که خیلی ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند. آقای ادیسون دستگاه جدیدی اختراع کرده بود. آن روزها به این وسیله ماشین دیکته ادیسون می گفتند. فروشندگان ادیسون به این دستگاه بی علاقه بودند و می گفتند به این سادگی نمی توانند آن را بفروشند. اما بارنس در این دستگاه جدید فرصتی مناسب یافت. جز بارنس و خود مخترع کسی نسبت به این دستگاه نظرخوش نداشت. بارنس می دانست که می تواند این دستگاه جدید را بفروشد. او موضوع را با ادیسون در میان گذاشت و بی درنگ این فرصت به او داده شد. بارنس دستگاه را فروخت و در واقع چنان فروش موفقیت آمیزی کرد که ادیسون با او قراردادی امضاء کرد و فروش این محصول را در تمام کشور به او واگذار نمود. با این قرار داد بارنس به ثروت رسید، اما سوای ثروت به چیزی به مراتب فراتر دست یافت. او ثابت کرد که : "می توان اندشید و ثروتمند شد" شبی یک گلابی
حل برخی از مشکلات برای بسیاری از ما دشوار به نظر می آید، اما باید به این واقعیت توجه داشت که مشکلاتمان آن قدر ها هم پیچیده و غامض نیستند که نتوانیم از عهده شان برآییم؛ به عبارت دیگر، مشکلات ما به اندازه تواناییهای ماست. برای نمونه، مسایل یک کارمند ساده شبیه مسایل یک دیپلمات برجسته نیست، همان طور که یک کارگر معمولی در قیاس با مهندس ساختمان با مشکلاتی متفاوت سروکار دارد.
ناپلئون می گوید : "برای خاموش کردن آتش باید به آن نزدیک شد." فرار از آتش باعث طغیان آن و سرایتش به نقاط دیگر می شود. داستان "شبی یک گلابی" داستان معروفی در ارتباط با مطالب بالاست: می گویند کدخدای یک دهات نزد پزشک رفت تا برای سردرد مزمن و ناراحتیهای گوارشی خود نسخه ای بگیرد. دکتر پس از معاینه و سوال و جواب شبی یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب تجویز کرد. کدخدا که از راه دور آمده بود، ناراحت شد و گفت : آقای دکتر این چه دوا و درمانی است؟ چرا به من قرص یا آمپول نمی دهید؟ ما اینهمه راه نیامدیم که شما مسخره مان کنید. دکتر با خونسردی پاسخ داد : کدخداجان، چرا مسخره کنم! تو دچار یبوست مزاجی و بهترین دوا این است که شبها یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب بخوری. چرا می خواهی شکمت را با دارو پر کنی؟
موانع موفقیت
موانع موفقيت هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است. با اين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـندبه سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير. ....... ادامه مطلب حرف یا عمل؟
بین ظهور یک ایده در ذهن و انجام عمل چقدر فاصله باید باشد؟ وقتی روی یخ نازک راه می رویم، دیگر فرصت قدم زدن آهسته نداریم. اندکی تاخیر به قیمت شکستن ورقه یخ و فرو رفتن در آب سرد تمام می شود. هر چه یخ نازکتر باشد باید سرعت عمل و واکنش ما سریع تر باشد. یعنی فاصله زمانی بین رخ نمایی یک ایده در ذهن و به عمل نشاندن آن باید به سمت صفر میل کند! یعنی فوری تصمیم به عمل بگیریم و عمل کنیم! بهترین راه برای حل یک مشکل، عبور از آن است. نیمی از آدمهای ناامید و افسرده کسانی هستند که از رفتن به دل مشکل می ترسند. درست است که همه کارها را در یک لحظه نمی توانیم انجام دهیم ولی لااقل در هر لحظه می توانیم کاری انجام دهیم و مجموعه ای از همین کارهای لحظه ای بعداز مدتی تبدیل به یک شاهکار بزرگ می شوند. نهایتا کارها و اقدامات عملی شماست که نتایج را تعیین می کنند. پیشرفت همیشه با خطرپذیری همراه بوده است. بشریت تمام پیشرفت خود را مدیون کسانی بوده است که از عمل کردن و از همه مهمتر مسخره شدن بیمی نداشته اند. کسی که دست به کمان می برد، شاید چون ناوارد است از هر صد تیر یکی را به هدف بزند اما کسی که دست به کمان نمی زند صد در صد تیری به هدف نمی زند! شاید کشتی هایی که در بندر لنگر انداخته اند، از طوفان در امان باشند اما کشتی ها برای این کار ساخته نمی شوند. خالق کائنات خطرپذیری و ریسک اقدام را هم از ما انتظار دارد. فقط آنهایی که تحمل شکست های بزرگ را دارند می توانند به موفقیتهای عظیم برسند، بقیه فقط آدمهایی معمولی باقی خواهند ماند. هرگز از یاد نبریم که بسیاری از اوقات بزرگترین عمل شجاعانه چیزی نیست جز یک عمل کوچکی که همین الان باید انجام دهیم. تعریف شما از شکست چیست؟
گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای!
گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام. گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای. گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی. گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی. گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کردی. گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی! شما چطور شکست رو تعریف می کنید؟ تا نگرش تو چى باشد ؟! +/-
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت: 30 قانون جهانی موفقیت
بخاطر داشته باش که تنها تو نیستی که حقیقت را می جویی، حقیقت نیز در جستجوی توست. بارها و بارها دست حقیقت بسیار بتو نزدیک شده است، چنان نزدیک که شانه ات را لمس کرده است ولی تو شانه خالی کرده ای و گریخته ای. ادامه مطلب ترین ها ....
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است ... وجود ندارد. پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند. دروس تئوری و عملی موفقیت (روز پنجم تا هشتم)
درس تئوری موفقیت روز پنجم: برای رسیدن به موفقیت بسیار مهم است که یک برنامه مشخص و عملی داشته باشیم. فرایند تکامل خود برای رسیدن به هدف را به بخش های کوچک تقسیم کنید و از همین لحضه اجرای برنامه های خود را مشخص کنید. برنامه هر روز شما باید از پیش تعیین شده باشد و در آن جایی برای برنامه کلی شما وجود داشته باشد. رسیدن به یک هدف هیچ ارزشی نخواهد داشت مگر اینکه پیش از رسیدن به آن هدفهای تازه تر و بزرگتری را برای خود در نظر گرفته باشید. (آنتونی رابینز) ادامه مطلب دروس تئوری و عملی موفقیت (روز اول تا چهارم)
همه ما آرزوهایی در سر داریم .همه ما می خواهیم باور کنیم که در عمق وجودمان یک هدیه مخصوص داریم که به وسیله آن می توانیم تفاوت ایجاد کنیم و دیگران رابه صورت خاص حس کنیم و جهانی بهتر بسازیم. موفقیت و انرژی موضوع اصلی این وبلاگ است. ما در این وبلاگ شما را با راه های ساده ولی پر رمز و راز موفقیت آشنا میکنیم و در این راه از زندگی افراد موفق و کسانی که به این امر رسیده اند کمک می گیریم (راز موفقیت در زندگی را فقط افرادی آموخته اند که در زندگی موفق شده اند. جان کولینز) ادامه مطلب رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد بنفس
رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد بنفس دوستان عزيز !هر چند ممكنه كه هر روز يك مقاله با عنواني مشابه اين متن ديده باشيد ولي تمرين اين روش ضرر ندارد. من خودم اين روش رو تمرين كردم و نتيجه هم گرفته ام. شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد. هفته اول : روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد. روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد. روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد. روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد. روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد. روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد. روز هفتم : ديگران را دوست بداريد. هفته دوم : روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد. روز دوم : ديگران را ببخشيد. روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد. روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد. روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد. روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد. روز هفتم : خود را جدي بگيريد. هفته سوم : روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد. روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد. روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد. روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد. روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد. روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد. روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم. هفته چهارم : روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد. روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد. روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد. روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد. روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد. روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد. روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد. گرد آورنده علی وثوقی ؛ برنده و بازنده بودن
تفاوت برنده و بازنده بودن همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده. ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود، كه پيروزي در آن، رمز و رازي دارد. (سيدني. جي. هريس) نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موفقيت در آن، راه هايي ساده پيشنهاد مي كند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطلب راهنماي خوبي براي شما خواهد بود: ادامه مطلب لطفاً اگر عاشق کارتان نيستيد آنرا رها كنيد چون به دردتان نمي خورد!
شايد از جمله فوق، بعضي از دوستان تعجب كرده باشند ولي دليل آنرا توضيح خواهم داد. دوست دارم با زدن يك مثال مطلب فوق را بيشتر توضيح بدهم.
فرض كنيد در خيابانهاي تهران مشغول رانندگي هستيد و يكباره تصميم مي گيريد برويد به شهر زيباي چالوس.
فرضيه اول : فرض كنيم شما عاشق چالوس نيستيد و از ديدن دريا و جاده چالوس هم خوشتان نمي آيد.
ادامه مطلب نگرش همه چیز است!
حقيقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی اگر : A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 کار سخت [ HARDWORK ] H+A+R+D+W+O+R+K 8+1+18+4+23+15+18+11=98% ادامه مطلب زندگینامه افراد موفق (قسمت اول)
Adolf Merckle حقوقدان، داروساز و ميلياردر
سرمايهگذاري در كشور آلمان ويژگيهاي خاص خود را دارد. علاوه بر سرمايهگذاري در انواع بخشهاي صنعتي، سرمايهگذ اري در بخش پزشكي، خصوصا داور نيز به وفور مشاهده ميگردد. اين امر بدان دليل است كه در اكثر كشورهاي جهان، قيمت دارو به مراتب بالا است و توليد و فروش آن به عنوان يك امر تجاري ميتواند بستر مناسبي براي جذب سرمايههاي كلان پراكنده باشد. ادامه مطلب رازهاي اعتماد به نفس
براي هر روز از ماه، گفتاري كوتاه پيشنهاد شده است. ادامه مطلب موفقیت یا خوشبختی؟ (قسمت سوم)
چگونه اهداف خود را مشخص كنيم؟ براي ايجاد كردن و آوردن هر چيزي در زندگيتان تصور كنيد كه هم اكنون آن چيز در اختيار شماست. اگرهدف خود را انتخاب كرده ايد براي اينكه بفهميد هدف شما مشخص و شفاف است به چهار سئوال زير پاسخ روشن دهيد. 1- اگر هدفم محقق شود چه نتايج مطلوبي را براي من و ديگر افرادي كه سرنوشت آنها براي من مهم است خواهد داشت ؟ 2- اگر هدفم محقق شود از وقوع چه نتايج نامطلوبي براي من و ديگران جلوگيري مي كند؟ 3- اگر هدفم محقق نشود چه اثرات سويي براي من و ديگران خواهد داشت و به عبارت ديگر چه بهايي را پرداخت خواهم كرد؟ 4- اگر هدفم محقق نشود چه نتايج مطلوبي براي من و ديگران بدست نمي آيد؟ همچنين در انتخاب اهداف خود به دو نكته مهم ديگر توجه داشته باشيد. الف : مجموعه اهداف شما نبايد يكديگر را نقض كنند و متضاد يكديگر باشند. ب : ديگران را نيز در اهداف خود در نظر بگيريم و به اهداف معنوي نيز بيانديشيم.
هدف بايد قابل سنجش باشد. اين ويژگي هدف ( قابل سنجش بودن ) فقط به اين معنا نيست كه هدف بايد امري كمي باشد بلكه به اين معناست كه هدف بايد شاخصي براي تحقق داشته باشد تا بتوان ميزان فاصله آن را ( دور بودن يا نزديك بودن ) نسبت به خود تشخيص دهيم. در مورد اهداف مادي مي توان آنها را با شاخصهاي كمي مورد سنجش قرار داد و در مورد اهداف معنوي بايد از شاخصهاي كيفي استفاده نمود. بعنوان مثال اگر شما مي خواهيد بنده خوب خدا باشيد، بايد شاخص هايي را نيز براي يك بنده خوب تعريف كرده باشيد و خود را با آن شاخصها سنجش كنيد.
هدف بايد دست يافتني باشد. لازم نيست كه هدف شما از ديد ديگران امري ممكن باشد ولي حتما بايد از ديد خودتان غير ممكن نباشد. در غير اين صورت هدفي كه انتخاب كرده ايد تنها يك آرزوست. به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن يك هواپيماي جت اختصاصي است خودتان آنرا مورد بررسي قرار دهيد كه آيا آن هدف براي شما دست يافتني است يا خير!!
هدف بايد واقعي باشد. واقعي بودن هدف يعني اينكه هدف خيالي و توهمي نباشد. به عنوان مثال شما نمي توانيد به بازار برويد و يك ماشين پرنده خريداري كنيد اما ساخت يك ماشين پرنده براي يك مخترع مي تواند يك هدف باشد. پس ماشين پرنده براي اولي يك خيال و براي فرد دوم يك هدف است. و يا قبولي در كنكور در رشته هابي كه اصلا وجود ندارد يك هدف غير واقعي است. اما مي توانيد به عنوان يك برنامه ريز وزارت علوم، ايجاد رشته مذكور را هدف قرار دهيد.
هدف بايد داراي زمان باشد. متاسفانه بسياري از افراد از توجه به اين ويژگي غفلت مي ورزند. شايد در اين مواقع سعي مي كنند براي تحقق اهداف خود زمان پيش بيني كنند و وقتي كه اين توان رادر خود نمي يابند از تعيين منصرف مي شوند. غافل از اينكه زمان در واقع بخشي از هدف شماست. |